دیپلمات پیشین ایران گفت که بررسی مواضع نشست چهارجانبه «اسلامآباد» نشان میدهد که ترکیه، پاکستان، عربستان و مصر بیش از تمرکز بر حل بحران ایران، بهدنبال مدیریت پیامدهای جنگ و صیانت از منافع و موقعیت خود در موازنه منطقهای جدید هستند.
به گزارش ایسنا، وزیران خارجه ترکیه، پاکستان، عربستان و مصر روز یکشنبه، ۲۹ مارس ۲۰۲۶ (۹ فروردین ۱۴۰۵) در نشستی چهارجانبه در اسلامآباد پاکستان شرکت کردند. این دیدار که دومین نشست مشورتی این چهار کشور بود، با محوریت بحران جاری در خاورمیانه و به منظور کاهش تنشهای منطقهای برگزار شد. پیش از این، نخستین نشست در ۱۹ مارس ۲۰۲۶ در ریاض برگزار شده بود.
«سیدرسول موسوی» مدیرکل پیشین وزارت امور خارجه در گفتوگو با ایسنا با بیان اینکه نشست چهارجانبه روز یکشنبه اهداف ویژه خود را دارد و نباید طرح بحث میانجیگری پاکستان بین ایران و آمریکا مانع از آن شود که به اهداف و کارکرد نشست چهارجانبه توجه کمتری شود گفت: روز گذشته ( یکشنبه ٩ فروردین) در پایان دومین نشست چهار وزیر خارجه بیانیهای توسط معاون نخستوزیر و وزیر امور خارجه، سناتور محمد اسحاق دار قرائت شد که در آن مباحث مطرح شده در نشست را مشخص ساخت. عمده مباحث مطرح شده در بیانیه اسحاق دار بر موضوعات قابل توجهی تاکید داشت.
وی در تشریح نتایج و اهداف نشست چهار جانبه وزیران خارجه عربستان، پاکستان، مصر و ترکیه اذعان کرد:
– حمایت از صلح و دیپلماسی: وزیران خارجه چهار کشور با اشاره به تأثیر ویرانگر جنگ بر زندگی و معیشت مردم منطقه، بر ضرورت پایان فوری و دائمی جنگ تاکید کردند و گفتند که «ادامه جنگ به نفع کسی نیست و تنها به مرگ و ویرانی میانجامد.»
– حمایت از ابتکار پاکستان: وزرای حاضر در نشست، حمایت کامل خود را از ابتکار پاکستان برای میزبانی گفتوگوهای صلح بین ایران و ایالات متحده اعلام کردند. وزیر خارجه پاکستان در این باره گفت که هر دو طرف (ایران و آمریکا) برای برگزاری این گفتوگوها به پاکستان ابراز اعتماد کردهاند.
– تشکیل کمیته مشترک: برای پیگیری امور و تقویت همکاریها، مقرر شد کمیتهای متشکل از مقامات ارشد وزارت امور خارجه چهار کشور تشکیل شود تا جزئیات همکاریهای بیشتر را بررسی کند. همچنین بخش دوم بیانیه پایانی نشست وزرای خارجه اطلاعاتی را درباره گفتوگوهای دوجانبه در حاشیه نشست ارائه میدهد و اعلام می کند که علاوه بر نشست چهارجانبه، وزرا در دیدارهای دوجانبه نیز به گفتوگو پرداختند:
– روابط دوجانبه: در دیدارهای جداگانه وزیر خارجه پاکستان با همتایان ترکیه، مصر و عربستان، بر تعمیق همکاریها در زمینههای مورد علاقه مشترک و روابط راهبردی تاکید شد.
-وضعیت فلسطین: وزیر خارجه پاکستان در دیدار با همتای مصری خود، حمایت قاطع کشورش از مردم فلسطین را اعلام و تجاوزات رژیم صهیونیستی در غزه و کرانه باختری را به شدت محکوم کرد.
نشست «اسلامآباد»؛ همزمانی میانجیگری و موازنه سازی منطقهای
نشست چهارجانبه وزیران خارجه مصر، عربستان، ترکیه و پاکستان
موسوی در ادامه با اشاره برگزاری این نشست در شرایطی که منطقه غرب آسیا از ۲۸ فوریه (۹ اسفند ۱۴۰۴) با حملات آمریکا و اسرائیل به ایران و متعاقباً پاسخ های ایران درگیر تنش نظامی شدیدی است گفت: پاکستان با استفاده از روابط خود با ایران از یک سو و ارتباط نزدیک با آمریکا و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس از سوی دیگر، تلاش دارد به عنوان یک میانجی عمل کند و زمینه را برای کاهش تنش و آغاز گفتوگوهای دیپلماتیک فراهم آورد اما همانگونه که گفته شد موضوع میانجیگری پاکستان از موضوع نشسته چهار جانبه هرچند ممکن است در برخی مسائل همپوشانی داشته باشد ولی حتما دو موضوع مستقل از هم هستند.
وی در ادامه به یک مثال تاریخی اشاره کرد و گفت: برای روشن شدن موضوع یک نمونه و مثال تاریخی را برای تبیین موضوع است مطرح میکنم. در تاریخ روابط بین الملل بعد از انقلاب فرانسه و شکست ناپلئون در واترلو با تشکل و شبه ساختاری به نام “اتحاد مقدس” آشنا می شویم. “اتحاد مقدس” (Holy Alliance) که پس از شکست نهایی ناپلئون بناپارت شکل گرفت، یکی از مهمترین پیمانهای سیاسی- مذهبی در تاریخ اروپای قرن نوزدهم بود. این اتحاد که در ظاهر با آرمانهای مسیحی پایهگذاری شد، در عمل به ابزاری برای سرکوب جنبشهای آزادیخواهانه و حفظ نظم کهنه سلطنتی تبدیل شد. پس از جنگهای طولانی ناپلئون، قدرتهای اروپایی در کنگره وین (۱۸۱۵) به دنبال بازسازی نقشه سیاسی اروپا بودند. در همین فاصله، تزار الکساندر یکم پیشنهاد تشکیل این اتحاد را داد. این پیمان در تاریخ ۲۶ سپتامبر ۱۸۱۵ (۴ مهر ۱۱۹۴) در پاریس به امضای سه پادشاه قدرتمند آن زمان رسید: الکساندر یکم (روسیه، ارتدوکس)، فرانتس یکم (اتریش، کاتولیک) و فردریش ویلهلم سوم (پروس، پروتستان). متن پیمان با عبارت “به نام تثلیث مقدس و تفکیکناپذیر” آغاز میشد که نشاندهنده ماهیت دینی آن بود. در متن پیمان، سه پادشاه قول دادند که خود را “برادر” و رعایای خود را “فرزند” خوانده و در اداره کشورها و روابط خارجی، اصول عدالت، عشق مسیحی و صلح را راهنمای خود قرار دهند.
این دیپلمات پیشین کشورمان تصریح کرد: اگرچه این پیمان با آرمانهای بلندی مطرح شد، اما بسیاری از سیاستمداران آن دوران آن را جدی نگرفتند. مترنیخ، صدراعظم وقت اتریش آن را “یک طبل توخالی پرسروصدا” و لرد کاسلری، وزیر خارجه بریتانیا آن را “یک مشت خزعبلات عارفانه و مزخرف” توصیف کرد. اگرچه ظاهر پیمان مبتنی بر برادری مسیحی بود، اما در عمل به ابزاری برای اجرای سیاستهای ارتجاعی (Reactionary) و سرکوب مخالفان و جنبشهای مردمی تبدیل شد که از موارد مهم آن مداخلات نظامی ارتشهای این کشورها برای سرکوب نهضتهای ملی بود مانند مداخله اتریش در ایتالیا و حمله فرانسه به اسپانیا.
موسوی با بیان این اعتقاد که ذهنیت وزرای خارجه چهارکشور در نشست اول (٢٨ اسفند) بیشتر به فلسفه تشکیل اتحاد مقدس اروپایی نزدیک بود و فرض آنها بر شکست ایران بود اظهار کرد: ولی به پاس مقاومت جانانه مردم و نیروهای مسلح کشورمان در خیابان و میدان نظامی و قدرت نمایی موشکی و کنترل تنگه هرمز در نشست دوم محتوای مباحث شکل دیگری یافت و موجب شد بحث میانجیگری پاکستان برجسته شود.

این دیپلمات با سابقه کشور با بیان اینکه مباحث درونی نشست چهارجانبه بر سه سناریو «شکست ایران»، «پیروزی ایران و آتش بس» و «بازگشت به وضع پیش از جنگ یا حفظ وضع موجود» استوار است گفت: سناریوی مطلوب نشست چهارجانبه سناریوی سوم، یعنی آتش بس و بازگشت به شرایط پیش از جنگ است و با هر دو سناریوی شکست و پیروزی ایران مخالفت جدی دارد.
وی ادامه داد: آنها این نشست را تشکیل دادند تا در درجه اول آنگونه که تصور میکردند با بیثباتیهای پس از شکست ایران مقابله کنند و حالا دارند به آثار احتمالی پیروزی ایران هم فکر میکنند. از نظر اعضای نشست چهارجانبه با تفاوتهایی که هر کدام دارند، اسرائیل در پی طولانی کردن جنگ و تضعیف همه کشورهای منطقه است و تلاش دارد همه را وارد منازعاتی فرقهای (شیعه و سنی) و قومی (کرد، ترک، عرب و غیره کند تا نقشه خاورمیانه را تغییر دهد.

موسوی با اشاره به اینکه از نظر وزرای چهار کشور شکست ایران یعنی پیروزی اسرائیل برای تحقق خاورمیانه جدید تصریح کرد: از این رو آنها یک شبه، اتحادی بین خود تشکیل دادهاند تا مانع از برهم خوردن ثبات آسیای غربی در جهت منافع رژیم صهیونیستی شوند که این بخش از اهداف آنها میتواند با منافع جمهوری اسلامی ایران همسو باشد ولی به نظر میرسد همزمان این مجموعه با احقاق حقوق ایران هم مساله داشته باشد، هرچند این کشورها الان سخنی در این ارتباط به زبان نمی آورند.
این دیپلمات باسابقه کشور تصریح کرد: نشست چهارجانبه وزیران خارجه چهار کشور، اهداف و سیاستهای خاص خود را دنبال میکند و در نهایت نمیتواند تامینکننده خاص منافع ملی ایران باشد ولی در بخش ثبات آفرینی و جلوگیری از اهداف اشغالگری رژیم صهیونیستی و سلطه آن بر منطقه، مجموعه می تواند مفید باشد از این رو همکاری مدیریت شده با آنها و تشویق عراق برای ورود به این گروه میتواند منافع بیشتری برای ما در برداشته باشد.









