عوامل متعددی در یک جامعه رو به رشد که مسیر توسعه اقتصادی را پیش میگیرد میتواند جامعه را برای گذار به دموکراسی آماده کند.
در هر گذاری یک نیرو محرکه قوی وجود دارد که در مقابل حاکمیت اقتدار گرا بتواند جامعه را به صورت مسالمت آمیز یا بصورت کودتا، انقلاب یا جنبش های بزرگ اجتماعی به سمت گرایش تامین حقوق اکثریت جامعه هدایت کند. در جامعه ای که اولین زایش های لیبرالیستی که همانا گرایش به آزادی طلبی است، رشد میکند معمولا در حکومت و دولت ها و در نهادهای وابسته به دولت که از نظر فنی و تخصصی دارای دیدگاه برنامه محور هستند: نخبگانی پدید میآیند که میتوانند نقش مهمی در گذار مسالمت آمیز درون قدرت بازی کنند.
در این گردش سیاسی نخبگان ساختار فرهنگ متشکل از نویسندگان و هنرمندان به نفع اکثریت دنبال عدالت اجتماعی هستند.در برخی موارد مانند انقلاب روسیه در مقابل سلطنت تزاری هنوز طبقه به اصطلاح بالنده که بتواند هدایت انقلاب را بعهده گیرد رشد نکرده بود. ولی مدافعان انقلاب به عنوان نخبگان انقلاب اکتبر هدایت آن جریان را بعهده داشتند. هر چند طبقه کارگر هنوز رشد نکرده بود.
در چین که انقلاب با اکثریت دهقانان آغاز شد نیز برخلاف پدیده مبارزه طبقاتی مطرح در آن دوران باز هم نخبگان سیاسی توانستند که حکومت طبقات غیر سرمایه دار و غیر فئودال را پایه ریزی کند. تحولات میتواند از بالا به پایین یا برعکس از پایین به بالا راه خود را در گذار به دموکراسی پیدا کنند.
گذار از بالا به پایین معمولا با اصلاحات توسط بخشی از نخبگان حکومت اقتدارگرا مطرح میشود. این تحولات مسالمت آمیز خواهد بود.
١- هرچقدر انسجام ساختاری جناح و تشکیل دهندگان نخبگان درون حکومت قوی باشد به همان اندازه امکان گذار مسالمت آمیز بیشتر است. چنانچه قدرت نخبگان یا کنشگران اجتماعی بیشتر باشد احتمال موفقیت بدون خشونت بیشتر است ولی هر چقدر این همبستگی ارزشی کمتر باشد، گذار خشونت آمیزتر است و نیاز به لایه های وسیع از پایین به بالاتر دارد که معمولا این فرایند بعلت عدم وابستگی طبقاتی نخبگان به لایه های پایین مقدور نمیشود.
٢- در صورتی که نهاد های مدنی، اتحادیه ها، سندیکاها مشکل قدرت مدار و سازمان دهی شده داشته باشند، بصورت احزاب قالب در نیروهای سیاسی در همبستگی ملی در مقابل حکومت اقتدارگرا قرار گیرند، احتمالا گذار به صورت خشونت آمیز رخ می دهد. در چنین شرایطی جنبش بزرگ اجتماعی نمود پیدا میکنند. عواملی دیگر نیز در گذار به دموکراسی مطرح است که در گفتارهای دیگری بازشناسی و مطرح خواهد شد.









